محمد ربيع بن محمد ابراهيم

49

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )

را دادند و چون صبح شد اعلام نمودند كه پادشاه در « شهر ناو » نيست در « لو « 1 » » كه محليست به چند فرسخى شهر خوش هوا و فضا و در زمان سلف معمور و بناى آن را ديوان نهاده بوده‌اند مشتمل بر هفت حصاربند كه در ميان يكديگر بوده و مجموع قطرش قريب بيك فرسخ و در يك طرف آن رودى عظيم گذرانست و به تصاريف ايام بنيان آن خراب و با زمين هموار شده بوده الحال اين پادشاه را هواى آن‌جا خوش افتاده و به عمارت و آبادى آن پرداخته و در آن رحل اقامت انداخته است و آن را مقر سلطنت خود ساخته در سالى نه ماه در آنجا توقف دارد و شما را بحضور ميطلبد لهذا به شهر داخل نگشته حسب الفرموده متوجه مقصود موعود گرديد و درين منزل خواجه حسنعلى نامى از مردم خراسان كه ادعاى قرابت به خواجه عبد اللطيف « 2 » وزير سابق خراسان مينموده و درين وقت بجاى آقا محمد وزير و سركرده جماعت ايران گشته است به استقبال آمده طاس طلائى به‌جهت ظرف نامه آورده و نامه را در آن‌جا گذاشته همگى از آن منزل روانه گرديدند و چون به حوالى مكان موعود رسيدند مردم بسيار از سيام بناوها سوار و به استقبال آمده ناوهاى سوارى شاه را كه هريك بساختى و وضعى بود آورده در هر قدرى راه كه ميگذشت تغيير ناو نامه اعلى نموده به ناوى بهتر ميگذاشتند تا بكنار آب رسيد آنگاه كنم زرنگارى آورده فرمان واجب الاذعان را با طاس طلا از روى ناو برداشته بر روى آن كنم

--> ( 1 ) - در متن « لبو » نوشته شده كه به « لو » ( Lavo ) تصحيح گرديد . « لو » نام قديمى شهر « لپ بورى » ( Lop Buri ) مىباشد كه بفاصله 153 كيلومترى شمال بانگوك قرار گرفته است . در زمان محاصره خليج سيام توسط هلنديها پادشاه نرائى كه به علت نزديكى ايوديا به دريا احتمال ميداد كه آنان به پايتخت حمله نمايند و مقر حكومت خود را به لپ‌بورى منتقل ساخت و از سال 1657 ببعد اغلب وقت خود را در آنجا ميگذرانيد . ر ك به تعليقات شماره 33 ( 2 ) - با مراجعه به منابع مختلف درباره اين شخص اطلاعى بدست نيامد .